تبلیغات
وبگاه اشعار رضوی | شعر در مدح امام رضا(ع)

وبگاه اشعار رضوی | شعر در مدح امام رضا(ع)
برای اطلاعات بیشتر به قسمت " درباره وبلاگ " مراجعه فرمایید
قالب وبلاگ

عبیر می‏ دمد از ناف آهویان ختن‏
بتاب طره و نرخ عبیرشان بشکن‏

نه از خطاست که از چین طره‏ ی تو برد

صبا، شمامه ‏ی مشک خطا به خاک ختن‏

چو سایه در ظلمات حجاب خویش بماند

ز رشک قد تو در باغ، سرو سایه فکن‏

ز بوی طره‏ ی تو چون شمیم باد شمال‏

معنبرست ریاحین معطر است چمن‏

به اعتدال چو سروی به طره چون سنبل‏

به بوی زلف بنفشه، به رنگ چهره سمن‏

همای جلوه و طاووس شکل و کبک خرام‏

تذرو زینت و طوطی مقال و فاخته فن‏

نشانه‏ ی رخ و زلفت گل است و سنبل تر

نمونه‏ ی خد و خطت شقایق است و دمن‏

چو سرو اگر بخرامی به جانب گلزار

به خود فروشود از رشک سنبلت، سوسن‏

به باغ سرو سهی با وجود دلجویی‏

کشیده پای ز رشک قد تو در دامن‏

نگر که یوسف گل را ز شرم عارض تو

دریده است زلیخای باد، پیراهن‏

مرا ز گوی و ز چوگان همین تمام که یار

دلم بخست به چوگان زلف و گوی ذقن "
 ".
گیاه و لاله دمد دم‏ بدم چو فصل بهار

بر آستان تو هر دم ز آب دیده‏ ی من‏

چو جان درازی سرو تو از خدا خواهم‏

روم به قبله‏ ی حاجت روای اهل زمن‏

به خوابگاه شهادت مآب مشهد طوس‏

شهید خاک خراسان قتیل ظلم و فتن‏

رضای مرتضوی منزلت که خاک درش‏

روا بود که بود توتیای چشم پرن‏

ز بوی تربت پاکش اویس زنده شود

نسیم اگر برساند شمیم او به قرن "
 ".
به برزنی که در او روضه‏ ی مقدس توست‏

بهشت بر نزند با سواد آن برزن‏

فراز قبه‏ ی او نسر طایر ار بپرد

بریزدش ز حیا پر شهپر از پرغن "
 ".
همای سدره نشین را بر آستانه‏ ی اوست‏

چو طایران حرم طوق طوع در گردن‏

هنوز شام، چو عباسیان سیه پوش است‏

که هم ز دوده‏ ی عباس یافت درد و حزن‏

بسوخت زآتش جانسوز دوده‏ ی عباس‏

ز جوش سینه‏ ی او آفتاب را جوشن‏

عنب به زهر برآمود و داد مأمونش‏

چنانکه سونش الماس داد زن به حسن "
 ".
مدار امن و امان را به زهر قاتل کشت‏

تو خود بگوی که مأمون کجا برد مأمن‏

هنوز خون جگر در درونه‏ ی عنب است‏

چنانکه در حلبی آبگینه، دردی دن
چو زان عنب رخ عنابیش عنبگون شد

عنب بریخت چو عناب خون دل ز بدن‏

از آن دو دانه عنب با سرشک عنابی‏

هنوز زهره چو زهرا همی کند شیون‏

گرش نه لطف و جوانمردی و کرم بودی‏

به یک مقام نگشتی مقیم با دشمن‏

آیا مقیم مقام تو طایر جبروت
ایا به خاک درت چشم روشنان روشن‏

مقیم خاک خراسان شدی به درد و فراق‏

چو با تاسف، یوسف مقیم بیت حزن‏

امیر قافله تنها چرا زند خرگاه؟

شریف مکه به غربت چرا کند مسکن؟

به سوک قتل تو بر نیل زد بنفشه کلاه‏

به داغ مرگ تو در خون گرفت لاله کفن‏

تو از بلاد عرب، مسکن از دیار عجم‏

تو از حجاز و خراسان ترا بود مدفن‏

به هفت حج و به هفتاد حج برابر کرد

زیارت تو رسول از کرامت ذوالمن
به کعبه‏ ی تو همه عمره کرده اهل صفا

چو حاجیان به مشاعر توجهی متقن‏

بر آفتاب، جمال تو زان شرف دارد

که بر کواکب رخشنده آفتاب علن‏

به آفتاب چه نسبت کنم جمال ترا

که آفتاب تو را ذره‏ ای است از روزن‏

ز مرقد تو بهشت برین یکی منظر

ز روضه ‏ی تو ریاض جنان یکی گلشن‏

به بوی آنکه بیابد ز مشهدت بویی‏

صبا به خاک خراسان همی برد ممکن
منم که درس ثنای تو می‏ کنم تکرار

به صبح و شام و به روز و شب به سر و علن
به خاک روضه‏ ی پاک تو آرزومندم‏

چو خاک تشنه به باران و تن به خاک وطن‏
بود که بار دگر سر بر آستان نیاز

به خاکبوس درت مفتخر شود لب من‏

نمی ‏رسد به ثنای تو ذهن ابن‏ حسام‏

مگر ثنای تو حسان کند به وجه حسن‏




طبقه بندی: ابن حسام خوسفی، قصیده،
برچسب ها: شعر، ابن حسام خوسفی، امام رضا،
[ دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 ] [ 01:13 ق.ظ ] [ نورانی شیرازی ( نصرتی ) ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



اللّهم یا نور صلّ علی سیّدنا و مولانا
الإمام علی ابن موسی الرضا و
علی آله الطاهرین و اصحابه العظام و
عجّل فرجهم انٌه غریب الغربا و انٌه
شمس الشموس و انٌه ثامن الحجج
و هو عالمُ آل محمد(ص)

وبگاه اشعار رضوی | شعر در مدح امام رضا (ع)

در چند بخش جدا گانه :

1- اشعار ناب رضوی در ادب فارسی
2- مجموعه یا مجموعه هایی از اشعار رضوی معاصر
3- پژوهش های شعر رضوی


ایمیل جهت دریافت اشعار:
ashaarreside6@gmail.com

لینک دوستان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه