تبلیغات
وبگاه اشعار رضوی | شعر در مدح امام رضا(ع)

وبگاه اشعار رضوی | شعر در مدح امام رضا(ع)
برای اطلاعات بیشتر به قسمت " درباره وبلاگ " مراجعه فرمایید
قالب وبلاگ

بنام خدا

حکایت شعر دعبل خزاعی و عنایت حضرت رضا (ع)

 

 

 

دعبل بن علی بن رزین الخزاعی الأزدی در سال ۱۴۸ هـ.ق در کوفه متولد گردید و بعد از دوران کودکی در ابتدای نوجوانی به بغداد رفت و مسلم بن ولید را در آنجا ملاقات نمود و شعر و شاعری را بواسطه او آغاز نمود. او از خاندان طاهر ذوالیمینین و ایرانی بود. در ابتدای کار به دربار هارون الرشید خوانده شد و از جمله شعرای دربار گشت ولی اعتقاد به امامت و ولایت علویان او را از دربار بیرون آورد و در دفاع از مقام امامت و ولایت اهل بیت (علهیم السلام) به سرودن شعر و مرثیه پرداخت. تا جائی که خود می‌گوید: «لی خمسون سنه أحمل خبشتی علی کتفی، أدور علی من یصلبنی علیها فما أجد من یفعل ذلک»، من پنجاه سال است که چوبه دار خود را بر دوش می‌کشم تا کسی مرا با آن به دار آویزد ولی کسی را نمی‌یابم (۱).(وفیات الاعیان ج۲، ص ۲۶۶)

قصیده جاویدان دعبل:
این قصیده که به تائیه دعبل یا «مدارس آیات» مشهور است یکی از شاهکارهای شعری او می‌باشد که در محضر امام رضا (علیه السلام) قرائت نمود. قاضی نورالله شوشتری در مجالس المؤمنین نیز احوال دعبل خزاعی را اورده و می‌گوید: «دعبل قصیده مدارس آیات را به نظم در آورد و قصد کرد که آن را به محضر علی بن موسی الرضا (علیه السلام) ببرد، پس به خراسان سفر نمود و قصیده را در محضر امام رضا (علیه السلام) قرائت نمود امام رضا (علیه السلام) به او فرمود: از این قصیده کسی را با خبر مکن و چون تو را امر کردم بخوان. دعبل که خود از شاعران و مداحان اهل بیت (علیهم السلام) بود در بین مردم و سران شهرت ویژه ای داشت و هنگامی که خبر رسیدن دعبل به مأمون رسید او را به سوی خویش فراخواند و از قصیده «مدارس آیات» سراغ گرفت. اما دعبل از اطلاع داشتن به آن انکار نمود، اما مأمون به خادم خویش فرمان داد که حضرت رضا (علیه السلام) را فراخواند چون حضرت تشریف آوردند. مأمون به عنوان گلایه به حضرت گفت از دعبل تقاضای خواندن قصیده مدارس آیات کردم اما او انکار کرد. در اینجا امام رضا (علیه السلام) به دعبل می‌فرمایند: ای دعبل بخوان آن قصیده را. پس دعبل شروع به خواندن قصیده نمود و پس از پایان قصیده مأمون بسیار تحسین نمود و جوایزی به او داد. آنچه که در تاریخ نقل است اینکه پس از پایان قصیده امام رضا (علیه السلام) ده هزار درهم به دعبل هدیه نمودند. اما دعبل که منتظر چیز دیگری بود به امام عرض کرد برای هدیه من یک پیراهن و برده از پیراهنی که به بدن شما برخورد داشته است به من عطا بنمایید تا هنگام مرگ و پس از آن بعنوان کفن خویش استفاده نمایم. آنچه در تاریخ آمده اینست که ذکاوت دعبل این بود که عرض کرد پیراهنی به من هدیه نمایید که با بدن شما تماس مستقیم داشته باشد که چنین پیراهنی برکت ویژه ای داراست.
امام به ایشان پیراهنی بخشیدند و تمام سکه هایی که به نام حضرت رضا (علیه السلام)ضرب شده و به درهم رضویه مشهور بود را نیز به وی هدیه نمودند و فرمودند که به زودی این به کارت می‌آید و مصون و محفوظ خواهی ماند. نقل است فضل بن سهل نیز که وزیر مأمون بود اسب راهواری به وی بخشید و دعبل از خراسان خارج گردید. در راه راهزنانی که ایشان حمله می‌کنند و تمام هدایا و اموال دعبل را غارت می‌کنند. یکی از راهزنان زیر لب برای خود زمزمه می‌نمود که «أری فیئهم فی غیرهم متقسما/و أیدیهم من فیئهم صفرات.» دعبل از او می‌پرسد این شعر که می‌خوانی از آن کیست؟
او می‌گوید: شاعر این قصیده بر هیچ کس پوشیده نیست، شاعر اهل بیت دعبل خزاعی.
در اینجا دعبل خود را معرفی می‌نماید و چون امر برایشان آشکار می‌گردد تمام اموال قافله را بر می‌گردانند و سخن امام رضا (علیه السلام) تحقق می‌یابد که به دعبل فرمود: این پیراهن تو را محفوظ می‌دارد.(۲)
پس از دعبل قصد قم نمود و به شهر قم که رسید خبر قصیده تائیه به آن شهر رسیده بود، چون به آنجا آمد او را بر منبر نشاندند و عرضه داشتند قصیده مدارس آیات را تلاوت کن. او نیز قصیده را برای آنان خواند و ایشان به او هدایایی بخشیدند و چون از جامه‌ی نزد دعبل آگاهی داشتند تقاضای خرید آنرا نمودند اما دعبل از فروش آن سرباز زد و از قم خارج شد. گروهی از جوانان خود رأی گرد او جمع شدند و تقاضای خرید جامه امام رضا (علیه السلام) را به هزار درهم نمودند اما او نپذیرفت. پس به ناچار پیراهن را به زور از وی گرفتند و ناله دعبل اثری ننهاد، در آخر مقداری از آن لباس را (آستین) به او دادند و هزار درهم بابت آن به وی بخشیدند. دعبل به سرزمین خود بازگشت در حالی که دزدان خانه وی را غارت نموده بودند و چیزی در بر نداشت تنها سکه هایی بود که امام به او بخشیده بود و فرموده بود که بزودی به آن نیاز پیدا می‌کنی.(۳ )

تأثیر شگرف:
قاضی نور الله در مجالس المؤمنین ج۲ قضیه راجع به شفا یافتن کنیز یا دختر دعبل بوسیله تکه ای از پیراهن امام رضا (علیه السلام) آورده است آن چنین است که جاریه دعبل به مرضی در چشم مبتلا گشت که طبیبان از علاج آن ناتوان شدند و بینایی وی از دست رفت در این زمان دعبل آن مقدار پارچه را طلب نمود و به چشمان دختر مالید و به برکت وجود امام رضا (علیه السلام) آن دختر بینا و سالم گشت و این تأثیر همان است که اهالی قم فهمیده بودند و به هزار درهم پیراهن امام رضا (علیه السلام) را خریداری نمودند.(۴ )
برای مطالعه بیشتر در احوال دعبل می‌توان به کتابهایی چون: مجالس المومنین، عیون أخبارالرضا، کشف الغمه، الأغانی ج۲۰ و معجم الدباء، تاریخ الادب العربی ومراجعه نمود

 

منبع :سایت "  مجمع شاعران اهل بیت علیهم السلام "

 

 


برچسب ها: شعر، رضوی، امام رضا، دعبل، دعبل خزاعی، قصیده، مدارس آیات،
[ پنجشنبه 25 خرداد 1396 ] [ 05:52 ب.ظ ] [ نورانی شیرازی ( نصرتی ) ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ



اللّهم یا نور صلّ علی سیّدنا و مولانا
الإمام علی ابن موسی الرضا و
علی آله الطاهرین و اصحابه العظام و
عجّل فرجهم انٌه غریب الغربا و انٌه
شمس الشموس و انٌه ثامن الحجج
و هو عالمُ آل محمد(ص)

وبگاه اشعار رضوی | شعر در مدح امام رضا (ع)

در چند بخش جدا گانه :

1- اشعار ناب رضوی در ادب فارسی
2- مجموعه یا مجموعه هایی از اشعار رضوی معاصر
3- پژوهش های شعر رضوی


ایمیل جهت دریافت اشعار:
ashaarreside6@gmail.com

لینک دوستان
صفحات جانبی
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

 پایگاه تخصصی مدح و مرثیه